تبليغاتX
به وبلاگ کشکول خوش آمديد . هميشه دلتان شاد و لبتان پر خنده باد
کشکول
به یادگار نوشتم به وقت دلتنگی
با سلام خدمت دوستان عزیز . فردی برای مطلب قبلی من نظری گذاشته بود که عین نظر و جوابیه اش را برایتان نوشتم . از نامبرده تشکر می کنم که بهانه ای شد برای برگشتنم به وبلاگ . منتظر مطالب بعدی من باشید .


شما که این قدر به باستان شناسی علاقه داری . به من بگو از کی زبان شما شد ترکی ؟
اصلا به من بگو تو فقط زبانت ترکیه یا این که واقعا ترک هستی ؟
تاریخچه ی ورود ترک ها به ایران رو می دونی ؟
افرادی مثل تو مثل شیطون دنبال تفرقه هستن .
من با این همه سال که از زندگیم میگذره و با این همه مطالعات و سفر های داخلی و خارجی که رفتم که البته همشون تقریبا مربوط به باستان شناسی میشه نمیام همچنین چیز های مزخرفی بگم .
حقیقتا که آدمیزادی به احمقی تو ندیدم .

پاسخ مدیر وبلاگ :


سلام دوست عزیز . نظرت رو خوندم ولی در عین حال که تو و نظرت رو لایق پاسخگویی نمی دانم با این حال چند سطری می نگارم .


1 - من این مطلب رو از سایتهای دیگری دراین پست گذاشته ام پس بهتر بود کلمات سرشار از محبتتان را به نویسنده اصلی نوشتار حواله می کردید .


2 -  (( شما که این قدر به باستان شناسی علاقه داری . به من بگو از کی زبان شما شد ترکی ؟
اصلا به من بگو تو فقط زبانت ترکیه یا این که واقعا ترک هستی ؟
تاریخچه ی ورود ترک ها به ایران رو می دونی ؟ ))
من بسیار بیشتر از تو در مورد زبان و اصالتم مطالعه و تحقیق کرده ام پس بهتر است دانسته های سراپا تحریفتان را برای من به عنوان مستند نیاورید چون می دانم تمام دانسته ها و حرفهایتان نشخوار یاوه های کسروی خائن می باشد .


3 - (( افرادی مثل تو مثل شیطون دنبال تفرقه هستن . ))
هیچ کجای نوشته ام سخنی از تفرقه ندیدم بلکه بیان واقعیاتی بود که برای کوته فکرانی چون تو دردناک و حساسیت بر انگیز است .


4 - (( من با این همه سال که از زندگیم میگذره و با این همه مطالعات و سفر های داخلی و خارجی که رفتم که البته همشون تقریبا مربوط به باستان شناسی میشه نمیام همچنین چیز های مزخرفی بگم . ))
شما هر چقدر هم از زندگیتان بگذرد همچنان در نادانی مطلق و دریای حماقتتان غوطه ورید . با این همه با این همه گفتنتان نشانه نوعی تکبر و تفکر مالیخولیایی تان است و اینکه برداشت ها و نظرات دیگران را بر نتابیده و هر عقیده بر خلاف نظرتان را مزخرف می نامید نشانه خود کم بینی تان می دانم .


5 -  (( حقیقتا که آدمیزادی به احمقی تو ندیدم . ))
جمله ای که لایق خودتان و جد و آبادتان می باشد را به من نسبت داده اید . کاش آدمیزاد نبودی ولی به نظرات دیگران احترام می گذاشتی و نظر خودت را با دلایل و استدلالات منطقی بیان می کردی . مطمئن باش که در این صورت سخنان تو را هم در وبلاگ منتشر می کردم . دوباره تکرار می کنم احمق تو و جد و آباد و سلاله بعد از تو می باشد .


6 - در آخر از اینکه از جاده ادب منحرف شدم از شما و سایر دوستان عذر می خواهم . قبول کنید که باعث آن شما بودید . موفق باشید و در پناه حق آقای باستان شناس بی ادب .


 

+ قلمي شد به روز  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

  

سفره یئدی سین:« برکتلردن یئددی سین قویماق »

مقدمه : دراین مقاله تحقیقی قصد داریم درباره ی سفره ی هفت سین ترکی و کمی ازعید نوروز برایتان صحبت کنیم .

ازکنده کاری های انجام شده روی تپه و جام حسنلو واقع در7 کیلومتری سولدوز نشانه هایی ازمراسم بایرام (عیدنوروز) ترکان کشف و رویت شده است که نشان می دهد، بایرام(عید) میراث ترکان ازگذشته های دور و ازتمدن هایی مانند ماتناها و اوراتورها بجای مانده است. این فرهنگ و رسوم متعالی با گذرزمان دربین دیگر مردمان و ملتها نیز رایج گشته است. به گواهی تاریخ عید نوروروز از3000 سال قبل حتی پیش از زرتشت درمیان ترکان رایج بوده است. درمیان منابع فارسی (ازجمله ابوریحان بیرونی) و دیگر منابع تاریخی آمده است که جمشید پادشاه فارسهابا آیین بایرام ترکان آشنا شده و دستور برگذاری آنرا در میان فارسها می دهد.

 اوغوز (نوروز)

در اساطیر فارسی نوروز از زمان سفر جمشید شاه به منطقه ی ترکی آذربایجان به وجود آمده و در این سفر جمشید شاه مراسمی را که به نام اوغوز (نوروز)(طایفه ی اوغوز)معروف بوده می بیند و آنرا می پسندد و چون این مراسم درحین تجدید سال (یئنی ایل) اتّفاق می افتاده ضمن معرفی آن به قوم خویش آنرا نوروز می نامد تا شروع سال جدید را نشان دهد.

یئنی گون " نوروز "

درگذشته های دورترکان به نوروز "یئنی گون" می گفتند و این موضوع آشکارا در دیوان لغات الترک کاشغری که بیش از 1000 سال پیش نوشته شده است می توان مشاهده کرد.

 بایرام (عید)

درزبان فارسی معادلی برای کلمه " بایرام "وجود ندارد و کلمه "عید" یک لغت عربی است که فارسها بکار می برند. حتی لغت" جشن " نیز کلمه ای ترکی است و درفرهنگ ترکی سنگکلاخ به آن اشاره شده است.

 یئدی (هفت):

عدد یئدی" هفت" درمیان ترکان جایگاهی ویزه است. تاریخ نشان می دهد که این عدد را اولین بار ترکان سومری ابداع کرده اند که به مرور زمان درمیان ملل دیگر جای بازکرده است. تقدس عدد هفت در نزد بسیاری از ملل و اقوام بشری مورد توجه بوده است مانند: هفت آسمان ، هفت دریا، هفت شهر عشق ، هفت روز هفته و... هفت وادی سلوک درتصوف. مولوی می گوید:

هفت شهر عشق را عطار گشت

                                           ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

 یئدی سین (هفت تا):

 در اساطیرترکان آمده است که پسر اوغوز در یک سال از زمستان سختی رهایی می یابد و برکت های بسیاری به وی روی می آورد و پس ازآن ترکان به شکرانه ی این برکت ها هرساله 7تا از برکتها یا نماد آنها را در سفره ای گذاشته و جشن می گرفتند که" یئدی سین"  یا " یتّی سین " در ترکی یعنی "هفت تا از" برکتها می باشد و در واقع چیزی (که باحرف "س" شروع شود) به نام هفت سین نداریم.  برای مثال ماهی سین نداشته ولی نماد برکت آب و دریا است و قرآن و آینه نماد برکت آسمان هستند و درسفره هفت سین قرارداده می شوند.

 سفره یئدی سین 

در زمان های قدیم، در میان ترکان رسم بوده است که هفت عدد از برکت های جهان آفرینش را جمع می کردند تا هم فرصتی باشد که از آفریدگار جهان تشکری به عمل آید و هم آنها را (به نمایندگی از تمام نعمت هایی که "تانری" (خدا) به مردم بخشیده است) با خود از سال قبل به سال جدید منتقل کنند. عدد هفت هم در این میان نشانه ی کثرت بوده است.

حال، چون هفت برکت را با خود می بردند آنها را درون سفره ای می گذاشتند و آن را « برکتلردن یئددی سین قویماق )  » گذاشتن هفت تا از برکت ها) می نامیدند. آنها عبارت بودند از:

1 - یئر برکتی (برکت زمین): قوورغا (گندم یا عدس یا سمنو)

گندم رمز و نماد برکت زندکی است و در واقع گندم که ماده اصلی نان می باشد. درزندگی انسان نقش اساسی را ایفا نموده و به همراه سو (آب) دوعنصر اصلی و اساسی حیات انسانی را تشکیل می دهند.

سمنو سمبل قدرت و شجاعت است. سمنو، نماد زایش و بارورى گیاهان و نماد خير و برکت و شیرینی است.  هرچندامروزه بعنوان حلوای خوشمزه و خوردنی بشمار می رود، ولی دراصل این کلمه به ماده اولیه آن جوانه سبز و تازه رسیده گندم اطلاق می شده است.

 2 - آغاج برکتی (برکت درخت): آلما یا اییده (سیب یا سنجد)

سيب ميوه ي سلامتي است و نماد و نشانه عشق ، مهرورزي ، دلدادگی و زایندگی است. درگذشته سیب را درخم هاى ویژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همدیگر هدیه مى دادند.

 سنجد، سمبل و نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى می باشد. عده اى عقیده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!  وقتی میوه  آن بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده قوای احساسی انسان است.

3 - گؤی برکتی (برکت آسمان): قورآن یا آینا (قرآن یا آینه)

قرآن، نماد دین باوری و خداجویی است. آینه نمادی ازخلقت و صداقت و یکرنگی و به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است. . شمع ، نماد نور و روشنایی و دانایی است.

4 - گؤیرمک برکتی (برکت سرسبزی و رشد): گؤیرمک (سبزی)

سبزی نماد طراوت، خرمی ، سرسبزي ، نو زیستی ، نوزایی ، باروری ، سادگي و ايثار، خير و برکت و تجدیدحیات و نشانۀ شادابى زندگى بشر و نشانگر پیوند او با طبیعت است.

5 - آل – وئر برکتی (برکت خرید و فروش): سیککه (سکه)

سکه، نشان ثروت و دارندگى است. سکه به نیت بركت و درآمد زیاد و بي نيازي و توفیق خدمت و هر آنچه به پيشرفت تمدن كمك كند می باشد.

6 - حیئوان برکتی (برکت حیوان): یومورتا (تخم مرغ)

تخم مرغ ، نماد آفرینش و زایش است. تخم مرغ رنگ شده نشان از باروري دارد.

7 - سو برکتی (برکت آب): سو و بالیق (آب و ماهی)

سو(آب)، مایع حیاتی و نشانه بی رنگی است. بعنوان رمز و بقای زندگی و روشنى دل انسانها بشمار می رود و زندگی انسان بدون وجود آن امکان پذیر نیست و در گذشته های دور درمیان ترکان تا حد پرستش مورد احترام قرار گرفته است. ماهی  نشان و نماد تازگى ، شادابى و تکاپو و سرزندگی، حرکت و پويايي است. انتخاب ماهی قرمز هم درتفکر اسطوره ای ترکان، معنای مبارکی (قوتلولوق) نیز داشته است.

ترجمه و تفسیر به رای:

حال، این ماجرا به زبان فارسی آمده است و عدم توجه ترجمه کننده یا ترجمه کنندگان محترم (که لطف کرده اند!!!) به "سین" در "یئددی سین" - که در زبان ترکی به معنای "تا" در "هفت تا" در زبان فارسی است- موجب شده است تا بالاجبار این کلمه را همانطور "سین" ترجمه کنند و آن را دارای رابطه ای با حرف « س » نمایند.

 حال، تعدادی افراد هم از آب گل آلود، ماهی گرفته و لطف می کنند و برای اثبات "هفت شین" بودن آن قبل از اینکه "هفت سین" باشد(!!!)دلایلی واهی و غیر قابل قبول می آورند که حتی بچه ی کوچک هم آنها را باور نمی کند تا چه رسد به یک ملت!

 درمنابع فارسی سفره “هفت شين زرتشتیان باستان” (شمع و شراب و شمشاد و شيريني و شير و شاهدانه و شربت) ذکرشده است.

دلایل یئدی سین:

حالا برای اینکه اصلاً جای ابهام نماند، دلایلی کافی برای "برکتلردن یئددی سین قویماق" بودن به جای "هفت سین" تقلبی (!)، می آوریم:

-1 انتخاب حرف "س"، اصلاً معنای تفکر اسطوره ای ندارد .  چرا که در هیچ کجای دریای کلمات و حتی در میان بازی های انجام شده توسط کلمات (که یکی از آنها همین مسئله ی هفت سین است)، حرف "س" به معنای مبارکی و ... به کار نرفته است. البته قابل توجه ماهی گیرندگان از آب گل آلود (که چند سطر بالا آنها و تفکر واهی آنها را معرفی کردیم)، این اتفاق برای حرف "ش" هم، چنین است و علاوه بر اینکه سفره ی هفت سین نداشتیم، هفت شین و شراب و شیر (منظور شیر آب!) نداشته ایم. (دقتتان را بیشتر نمایید!(

2 - با توجه به "هفت سین" بودن سفره هر چه که حرف "س" در اول آن آمده است، باید در سفره باشد؛ یعنی مثلاً خود سفره را هم باید درون سفره ی هفت سین گذاشت و یا "سرگین" را و یا ... (که خودتان می دانید آخرش، کار به جاهای باریک تر هم می رسد(

3 - اگر هنوز، قبول نکرده اید که نوروز همان اوغوز است که از ترکی به فارسی و دیگر جاها رفته است و آن را نوروز تصور کنید و آن را عیدی باستانی و قدیمی بنامید، باید بدانید که زمانی که نوروز بود، خط نوشتاری زبان فارسی، خط عربی نبوده است تا حرفی با نام "سین" در آن تصور شود! (دقتتان را بیشتر کنید!(

4 - با توجه به اینکه نوروز از اوغوز گرفته شده است، احتمال این مسئله خیلی خیلی خیلی ... بیشتر می شود که چیزهایی هم که به آن مربوط هستند، از ترکان و زبان اصیل و زیبای ترکی سرچشمه گرفته و به زبانهای دیگر رفته است که در نتیجه ی تشابه دو مثلث (!)، اضلاع متناظر متناسب بوده و هفت سین از همان "برکتلردن یئددی سین قویماق" گرفته شده باشد.

5 - توجیه تخم مرغ و رنگی شدن آن و البته آینه و قرآن و ماهی و آب در سفره ی هفت سین، اصلاً با کلمات هفت سین جور در نمی آید که نه تنها، اولشان با "س" شروع نمی شود، اصلاً حرف "س" درون آنها به کار نرفته است! پس از این به بعد یادتان باشد که سفره ی هفت سین نداریم. بلکه آن از همان "برکتلردن یئددی سین قویماق" است که دزدیده شده است! و می دانیم که دزدی چه کلمه باشد چه خانه و چه پول و ماشین و ... ، گناه است و زشت کاری بُوَد!  پس سعی کنید شما در این گناه، دست نداشته باشید و قسمتی از این گناه را هم برعهده نگیرید.

درباره سفره یئدی سین همچنین گفته شده است که هریک از برکتها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، ادبیت و بخشش هستند
حوب نگاه کنید که چگونه طبیعت ناب در این سفره نوروزی خلاصه شده است و آنچه در طبیعت از زیبایی ها وجود دارد مظهری در سفره یئدی  سین دارد. سفره یئدی سین مملو از آرمانها و آرزوهای یک ملت برای بهروزی و سعادتمندی است و در واقع نه تنها یک ملت بلکه در معنای عام بشریت. چرا که اینها مفاهیمی محلی نیستند و به گذشته و حال و آینده انسان و رستگاری ابدی او وابسته اند.

تمام اين تكاپوها براي رسيدن يك لحظه است:  لحظة تحويل، كه به دنبالش بهار مي‌آيد و نشانه‌هايش را مي‌آورد. بهار با جشنوارة رنگ‌هاي شاد گل‌ها كه در دامن دشت‌ها به‌پا مي‌شود، بهار با اندام عريان درختاني كه جامة سبز به تن مي‌كنند. هر برگ و شكوفه‌اي كه جوانه مي‌زند شمعي است كه به افتخار جشن تولد طبيعت روشن مي‌شود.

 

  پیشا پیش نوروز عزیز را به همه شما شادباش میگویم.

"نوروزبایرامینیز موبارک اولسون"

 

منابع :

مجله ی دیلماج

فرهنگ سنکلاخ

فرهنک لغات الترک

سایت : http://xanaraz.blogfa.com/

وبلاگ : http://salariyan.blogfa.com

+ قلمي شد به روز  جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

دیگه دچار خفقان نیستم . دیگه غصه ندارم . آخه یکی اومده . اومدی زندگیمو عوض کرده . اومده دلم رو پر شادی کرده . از همین جا داد می زنم : (( خوش اومدی به زندگیم عزیزززززززززززززززززم )) . 
+ قلمي شد به روز  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 7:29 قبل از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

  

سال نو مبارک

+ قلمي شد به روز  یکشنبه یکم فروردین 1389ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

هر روزـ عمرم از دیروز بدتره

عمری که هر نفس ٬ بی غم نمی گذره

دلگیر و خسته ام

بی روح ٬ ساکتم

نبضم نمی زنه

پلکم نمی پره

می دونم امشب هم ٬ از خواب می پرم

از گریه تا سحر ٬ خوابم نمی بره

این زنده موندنه بازنده بودنه

بی دوست زندگی ٬ مرگ از تو بهتره

..............................

+ قلمي شد به روز  پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 11:13 قبل از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

 
روزگار كودكي يادش بخير


روزنامه فروشی

آفتاب يزد
دنياي اقتصاد
افتخار
انتخاب
اطلاعات
اعتماد
همبستگي
همشهري
ايران
جام جم
جوان
جمهوري اسلامي
کيهان
خانه ملت
خراسان
قدس
رسالت
اسرار
اقبال
حيات نو
هموطن سلام
حمايت
ايران ديلي
سبحان
تهران تايمز
آسیا
نود
ایران ورزشی
فرهنگ آشتی


دیوان شعرا

ابوسعید ابوالخیر
امیر خسرو دهلوی
انوری
اوحدی مراغه ای
بابا طاهر عریان
پروین اعتصامی
جامی
حافظ
خاقانی شروانی
خواجوی کرمانی
خیام
رباعیات خیام
دقیقی
رودکی
سعدی
ثنایی غزنوی
سیف فرغانی
شبستری
استاد شهریار
شیخ بهایی
صائب تبریزی
عبید زاکانی
عطار نیشابوری
فخرالدین عراقی
فرخی سیستانی
فردوسی
شاهنامه فردوسی
فروغی بسطامی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملک الشعرای بهار
منوچهری
حضرت مولانا
شمس تبریزی
ناصر خسرو
نظامی گنجوی
وحشی بافقی
هاتف اصفهانی


... همه چیز درباره

محمد اصفهانی
علیرضا عصار
سهراب سپهری
استاد شهریار
احمد شاملو
فروغ فرخ زاد
حضرت حافظ
فریدون مشیری
پانته آ بهرام
داریوش اقبالی
مهران مدیری
علی کریمی
علی پروین
رضا صادقی
ماهایا پطروسیان
صادق هدایت
تهمینه میلانی
سیاوش قمیشی
مخملباف
گروه آریان
چنگيز حبيبيان
شادمهر عقيلي
بهرام رادان
بهروز وثوقي
شقايق دهقان
ماهايا پطروسيان
محمدرضا گلزار
Ebru Gündeş
Emrah


!...وقتي مي رفتي

وقتي ميرفتي گفتي

دوباره بر ميگردم

بارون ميخورد به شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي ميرفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگير دنيا رو

خوشگل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كار دلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيا دنياست

به پاي تو مي شينم

حتي اگه نتونم

خواب تو رو ببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزوهامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالا يه مرد تنهام

با يه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظار نشسته

...............***...............

...............***...............

...............***...............

تقديم به آنانکه با عشق زنده اند


IT اخبار


اخبار پزشکی


***::: تبليغات مجاني :::***