سلام . کلی خوابم میاد ولی نمیتونم بخوابم . چرا ؟ نمیدونم !! اصلا" با خودم فکر میکنم دنیا ارزش اینهمه خون دل خوردن و داره ؟ بعد یه دفعه یادم می افته که امروز روز تولد منه !! حالا باید بگم دیروز چون ۳ ساعته که وارد روز جدید شدیم . خاک وچول !!! هیشکی یادش نیست . حتی خودم !! یک سال دیگه پیرتر شدم و یک سال دیگه به مرگ نزدیکتر . انگار همین دیروز بود که من به دنیا اومدم . یه پسر کوچولوی خوشگل و مامانی بودم . ولی نه. اولش مامانی نبودم . لاغر مردنی بودم . بعدش مامانی شدم . اینطور شنیدم البته . ضمنا" آخر معصومیت و پاکی و از این حرفای دهن پر کن بودم . ولی یواش یواش که بزرگتر شدم هرسال بار گناهم و سنگینتر دیدم . فکر نکنید گناه فقط کارهای خلاف شرع و میگن . نه . هر کاری که پشت بندش آدم عذاب وجدان بگیره گناهه به نظر من . حتی اگه مثبت ترین کار دنیا باشه . حالا بعد اینهمه سال شدم یه آدمی که رو دوشش گناهها و عقده های ......... سال رو حمل میکنه . بعدش که فکر میکنم میبینم نه بابا من بازم از خیلی های دیگه بهترم و دارم بیخودی به خودم تهمت میزنم . یا شاید هم دارم هذیان میگم ؟؟؟ نمیدونم . قکر میکنید شما چقدر گناهکارید ؟ خلاصه اینکه من آخرش نفهمیدم این پست و واسه چی گذاشتم . شاید میخواستم به خودم بگم : تولدم مبارک . بگذریم . تکلیف اون کارتهای اینترنت پست قبلی رو هم روشن میکنم . واسه این عکسهام دیده نمیشد چون سایت Photobucket.com رو فیلتر کردن . فیلتر کردن یه سایتی که فضای مجانی واسه تصاویر میده نوبره وا... . هیشکی هم برنده نشده . حالا شما فکر میکنین من امروز چند ساله شدم ؟ یا اصلا" فکر نمیکنین ؟ تا بعد . حق نگهدارتون .
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
( فرشته )
ای دختری که چشم تو ٬ دریای رازهاست ! -
بس شامها که روی تو شد ماهتاب من
بس نیمه شب که با تن مهتابرنگ خویش -
مستانه آمدی چو غزالی به خواب من
**********
ای دختر خیال من ٬ ای شهریار ناز ! -
ما را اسیر چشم غزلساز کرده ای
هر شب ٬ بهر کجا که تو را دیده ام ٬ ز مهر -
درهای آسمان به رخم باز کرده ای
**********
آنشب به بزم شعر و ادب از سر نیاز -
چشمم به روی ماه تو ٬ گرم نگاه بود
طاووس مست بودی و از پرنیان ناز -
بر سر ٬ تو را به رنگ شقایق ٬ کلاه بود
**********
روی سپید ٬ با کله لاله رنگ تو -
چون برف و خون بچشم همه نقش بسته بود
در زیر کج کلاه تو ٬ آن حلقه های زلف -
آرام بخش دیده و دلهای خسته بود
**********
گفتا دلم که : این گل مهتابروی کیست -
کاینسان بناز ٬ طرف کله ٬ کج نهاده است ؟
گفتم : فرشته ایست که در عالم خیال -
لبهای من به گونه او بوسه داده است .
**********
ای نور پاش بزم حریفان ! خدایرا -
دست مرا بگیر که از پا فتاده ام
رنجم مده که بر سر راهت نشسته ام
کامم بده که بر سر خدمت ستاده ام
**********
من کیستم ؟ بپای تو از دست رفته ای
تابی نمانده در تنم افسونگری مکن
من چیستم ؟ براه تو از جان گذشته ای
صبری نمانده در دل من ٬ دلبری مکن
**********
این را بدان فرشته وحشی ! که صبح و شام
مرغ دلم بشوق وصالت به بام توست
هر جا که پا گذارم و هر سو که رو کنم -
در پیش دیده ٬ روی تو ٬ در گفته ٬ نام توست
مهدی سهیلی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مروارید سخن : جوانی مخلوطی است از غرور و نشاط ٬ و پیری خوابی است ازالهام وخاطرات . ( شیللر )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
