تبليغاتX
به وبلاگ کشکول خوش آمديد . هميشه دلتان شاد و لبتان پر خنده باد
کشکول
به یادگار نوشتم به وقت دلتنگی

(‌‌ بنام دل ٬ بنام شاهد و مي - بنام تار و تنبور و دف و ني ) - ( بنام عاشقان لاابالي - بنام همنشينان خيالي ) - ( بنام دستهاي جام بردار - بنام عاشقان رفته بر دار ) - ( بنام مجلس بزم شبانه - بنام سرور اين آشيانه ) - ( خوشا جامي كه مولا در كفم داد - به دستي مي ٬ به دستي او دفم داد ) - ( خوشا رقصان در آيم من به كويش - ببوسم دست و رخسار نكويش ) - ( خوشا آن دم كه از او مينويسم - ز رقص و ذكر ياهو مينويسم ) - ( خوشا با نام مولا باده خوردن - چو درويشان عاشق جان سپردن ) - ( به حق باده نوشان مي حلال است - كه مستي افتخاري بي زوال است ) - ( به دور اولم ساقي ولي بود - ولي ديدم كه ذكر او علي بود )

------------------------------------------------

سلام دوستاي گلم . اول كار روز عشاق رو به همه اونايي كه عاشقند تبريك ميگم و آرزو ميكنم هيچوقت از همديگه جدا نشن . من كه يه مدتي ميشه دفتر عشق و بوسيدم و گذاشتمش كنار ٬ واسه همين كسي به من يكي تبريك نگفت حالا شما رو نميدونم . به نظر من عشق يه موهبت الهي و آسمونيه و هر آدم زميني ظرفيت عاشق شدن رو نداره . تو اين دوره زمونه عشق اونقدر لگدمال شده كه اون قداست و پاكي خودش رو از دست داده و كسايي هستند كه خيلي راحت عاشق ميشن و مثل آب خوردن خيانت ميكنن و دنبال يه عشق جديد ميرن و اين مساله بين دختر و پسر مشتركه . همه اين آدما سر و تهشون يه كرباسه : آدماي بي احساس و بي عاطفه . آخرين قرباني كه من تو اين هفته ديدم و خيلي دلم گرفت آبجي گلم ستاره بود كه وبلاگ عشق اينترنتي رو مينوشت و با يه شكست عشقي كل وبلاگش رو حذف كرد و از دنياي وبلاگ نويسي به كل خداحافظي كرد . به زعم من اين كارم درست نيست . چون شكست سر آغاز پيروزيه و آدم با يه شكست و به خاطر يه آدم بي احساس نبايد خودش رو ببازه بلكه بايد به اون ثابت كنه كه بزرگترين اشتباه عمرش رو مرتكب شده .  از مقوله عشق و عاشقي بزنيم بيرون .  ميخواستم از ۲ نفر يعني در اصل ۳ نفر انتقاد بكنم . ۱ - نيما و شهرام هر روز قيمت چايي رو ميبرن بالا و يه مافياي چايي درست كردن تو وبلاگشون . من از همينجا مراتب اعتراض خودم رو به گوششون ميرسونم . اگه قيمت چايي نياد پايين من فقط آب جوش ميخورم . ۲ - شلغم فروش خندان كه هنوز هم تو جنسيت ايشون بين وبلاگ نويسا ترديد وجود داره تو همه مسابقاتش وعده جايزه ميده ولي به اعطاي اون كه ميرسه ميبيني جا تره و بچه نيست . ضمنا" از دوستاني هم كه من و راهنمايي كردن كه چه جوري از خفقان در بيام ممنونم . بعضي از راهنماييها كم مونده بود منجر به فوت اينجانب بشه . ممنونم ازتون كه من و تحمل ميكنين . سعي ميكنم زود به زود آپ بكنم . مواظب خودتون باشين . تا بعد همه شما رو به خداي درويش ميسپرم . موفق باشين .


مرواريد سخن : اندوه ٬ مرگ روح است و شادي زندگي آن        (‌ وينه )


يكي از فوايد استفاده از كلاه ايمني

فوايد استفاده از كلاه ايمني


اينم از گذر عمر كه به اين راحتي آدمو پير ميكنه!

گذر عمر


و آخر سر اينكه آدماي بي احساس يه ذره از اين گربه ياد بگيرن !!

قابل توجه بي عاطفه ها

+ قلمي شد به روز  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 1:19 قبل از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

مشت می کوبم بر در

پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم ٬ خفقان !

من به تنگ آمده ام ٬ از همه چیز

بگذارید هواری بزنم :

آی !

با شما هستم !

این درها را باز کنید !

من به دنبال فضائی می گردم :

لب بامی ٬

سر کوهی ٬

دل صحرایی

که در آنجا نفسی تازه کنم .

آه !

می خواهم فریاد بلندی بکشم

که صدایم به شما هم برسد !

من هوارم را سر خواهم داد !

چاره درد مرا باید این داد کند

از شما خفتهء چند !

چه کسی می آید با من فریاد کند ؟

-----------------------------------------------------------------------------

سلام . خوش دارم که خوش باشین . میدونم خیلی دیر اومدم و نمره انضباطمو کم کردین . ولی گفتم که : من دچار خفقانم ٬ خفقان . دوستی گفته بود که من هر وقت آپ میکنم به وبلاگها سر میزنم ولی فکر کنم همتون قبول دارین که اینطوری نیست و من هر موقع که وقت کردم بهتون سر زدم . بعضی از دوستان هم شهر من و پرسیده بودند که جوابشون رو دادم ولی بازم میگم من اهل و ساکن تبریزم و یک وجب خاک شهرمو با کل دنیا عوض نمیکنم . ( هیچ ماست فروشی نمیگه ماست من ترشه . ) یه سوال تخصصی هم از دوستان داشتم که اگه لطف کنین و جواب بدین خوشحال میشم . اگرم جواب ندین که ندادین دیگه . زوری که نیست . حالا سوال : شما وقتی دچار خفقان میشین و دلتون میگیره چیکار میکنین ؟ بازم ممنون ازتون که منو تحمل میکنین. به همتون سر میزنم . مواظب خودتون باشین . بای .

------------------------------------------------------------------------------

مروارید سخن : زن پهلوانی است که دلیرترین مردان را در سخت ترین اوقات خشم آرام میکند .( هرودت )

------------------------------------------------------------------------------

چه جسارتا !!!!!!!!!!!!  

+ قلمي شد به روز  سه شنبه چهارم بهمن 1384ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

 
روزگار كودكي يادش بخير


روزنامه فروشی

آفتاب يزد
دنياي اقتصاد
افتخار
انتخاب
اطلاعات
اعتماد
همبستگي
همشهري
ايران
جام جم
جوان
جمهوري اسلامي
کيهان
خانه ملت
خراسان
قدس
رسالت
اسرار
اقبال
حيات نو
هموطن سلام
حمايت
ايران ديلي
سبحان
تهران تايمز
آسیا
نود
ایران ورزشی
فرهنگ آشتی


دیوان شعرا

ابوسعید ابوالخیر
امیر خسرو دهلوی
انوری
اوحدی مراغه ای
بابا طاهر عریان
پروین اعتصامی
جامی
حافظ
خاقانی شروانی
خواجوی کرمانی
خیام
رباعیات خیام
دقیقی
رودکی
سعدی
ثنایی غزنوی
سیف فرغانی
شبستری
استاد شهریار
شیخ بهایی
صائب تبریزی
عبید زاکانی
عطار نیشابوری
فخرالدین عراقی
فرخی سیستانی
فردوسی
شاهنامه فردوسی
فروغی بسطامی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملک الشعرای بهار
منوچهری
حضرت مولانا
شمس تبریزی
ناصر خسرو
نظامی گنجوی
وحشی بافقی
هاتف اصفهانی


... همه چیز درباره

محمد اصفهانی
علیرضا عصار
سهراب سپهری
استاد شهریار
احمد شاملو
فروغ فرخ زاد
حضرت حافظ
فریدون مشیری
پانته آ بهرام
داریوش اقبالی
مهران مدیری
علی کریمی
علی پروین
رضا صادقی
ماهایا پطروسیان
صادق هدایت
تهمینه میلانی
سیاوش قمیشی
مخملباف
گروه آریان
چنگيز حبيبيان
شادمهر عقيلي
بهرام رادان
بهروز وثوقي
شقايق دهقان
ماهايا پطروسيان
محمدرضا گلزار
Ebru Gündeş
Emrah


!...وقتي مي رفتي

وقتي ميرفتي گفتي

دوباره بر ميگردم

بارون ميخورد به شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي ميرفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگير دنيا رو

خوشگل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كار دلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيا دنياست

به پاي تو مي شينم

حتي اگه نتونم

خواب تو رو ببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزوهامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالا يه مرد تنهام

با يه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظار نشسته

...............***...............

...............***...............

...............***...............

تقديم به آنانکه با عشق زنده اند


IT اخبار


اخبار پزشکی


***::: تبليغات مجاني :::***