تبليغاتX
به وبلاگ کشکول خوش آمديد . هميشه دلتان شاد و لبتان پر خنده باد
کشکول
به یادگار نوشتم به وقت دلتنگی

اونروز وقتی از خونه اومدم بیرون حس عجیبی داشتم . یعنی یه جورایی خوش به حالم میشد . گفتم حتما" شب خوب خوابیدم . منتظر شدم تا سرویس اداره اومد و سوار شدم . تو سرویس همکارا بدجوری تحویلم گرفتن . تعجب کردم ولی بعد فکر کردم حتما" اینام شب خوب خوابیدن . سرویس وارد اداره شد و پیاده شدیم . دیدم بچه ها تو اداره خیلی میگن و میخندن . آخرش صبرم تموم شد و از یکی پرسیدم :

- سلام . چه خبره امروز ؟

- علیک سلام . مگه نمیدونی ؟

- نه !! چی رو ؟؟

- خاک تو سرت با اون کمالاتت . دستور دادن حقوقا ۳ برابر بشه . قراره هرکی خونه و ماشین نداره بهش مجانی خونه و ماشین بدن . ضمنا" هر کی هم مجرده به زور بهش زن میدن .

از این آخریه بیشترخوشم اومد . با خودم گفتم این رییس جمهور جدید چه زود به حرفاش عمل کرد !! بعد با وجودیکه احساس میکردم همه اینا خواب و خیاله به طرف دفتر کارم راه افتادم .................................

*****************************

چند دقیقه بعد نوبت من بود که برم و ماشینمو تحویل بگیرم . یه ماشن مدل بالا که میگفتن وطنیه و یه اسب نقره ای داشت که بدجوری برقش چشمامو میزد . اسممو که خوندن من با چه فیس و افاده ای رفتم تا کلید ماشینو تحویل بگیرم . انگاری ۵ تا از اون بهترشو تو خونه داشتم . همه همکارا مثل من بودن . آخه باور کردنی نبود . حتی ۳ نفر از همکارام بعد شنیدن خبرا سکته کرده بودن . سوئیچ ماشینو گرفتمو سوار شدم و مثل اینکه ۱۰۰ ساله راننده ام بین تشویق بقیه همکارا با یه تیک آف زدم بیرون . هنوز چیزی نرفته بودم که حس کردم ماشین یه چیزی کم داره . بله . تو خط مونتاژ ٬ کارگرا کلا" پدال ترمز و بیخیال شده بودن و حالا من نمیدونستم با تیر چراغ برقی که به سرعت به طرفم میاد چیکار کنم . تیر چراغ برق اومد و تا اونجا که یادمه از وسط ماشین من رد شد . منم رفتم هوا و با سر اومدم پایین .

*************************

هنوز بدنم گرم بود و متوجه صداهای بیرون میشدم  . چشمامو باز کردم و حس میکردم روی تخت بیمارستان دراز کشیدم . تشکش خیلی سفت بود  . یه دفعه از چیزی که دیدم خون تو رگهام منجمد شد . ساعت دیواری ساعت ۷:۳۰ صبح رو نشون میداد و من باز هم اداره ام دیر شده بود . تازه متوجه میشدم که خواب میدیدم و از روی تخت افتاده بودم پایین .۲۰ دقیقه بعد من تو راه اداره بودم و دروغایی رو که باید میگفتم رو تمرین میکردم ولی هنوزم مزه اون حقوق ۳ برابر و وماشین  و خونه رو زیر دندونام حس میکردم . مزه اون چیزی رو هم که قرار بود به زور بهم بدن رو دیگه بیخیالش . اونجا بود که گفتم : (( افسوس که افسانه بود )) .


مروارید سخن : جوانی نیز مانند پاکترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد .         (( گوته ))


 

+ قلمي شد به روز  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

 
روزگار كودكي يادش بخير


روزنامه فروشی

آفتاب يزد
دنياي اقتصاد
افتخار
انتخاب
اطلاعات
اعتماد
همبستگي
همشهري
ايران
جام جم
جوان
جمهوري اسلامي
کيهان
خانه ملت
خراسان
قدس
رسالت
اسرار
اقبال
حيات نو
هموطن سلام
حمايت
ايران ديلي
سبحان
تهران تايمز
آسیا
نود
ایران ورزشی
فرهنگ آشتی


دیوان شعرا

ابوسعید ابوالخیر
امیر خسرو دهلوی
انوری
اوحدی مراغه ای
بابا طاهر عریان
پروین اعتصامی
جامی
حافظ
خاقانی شروانی
خواجوی کرمانی
خیام
رباعیات خیام
دقیقی
رودکی
سعدی
ثنایی غزنوی
سیف فرغانی
شبستری
استاد شهریار
شیخ بهایی
صائب تبریزی
عبید زاکانی
عطار نیشابوری
فخرالدین عراقی
فرخی سیستانی
فردوسی
شاهنامه فردوسی
فروغی بسطامی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملک الشعرای بهار
منوچهری
حضرت مولانا
شمس تبریزی
ناصر خسرو
نظامی گنجوی
وحشی بافقی
هاتف اصفهانی


... همه چیز درباره

محمد اصفهانی
علیرضا عصار
سهراب سپهری
استاد شهریار
احمد شاملو
فروغ فرخ زاد
حضرت حافظ
فریدون مشیری
پانته آ بهرام
داریوش اقبالی
مهران مدیری
علی کریمی
علی پروین
رضا صادقی
ماهایا پطروسیان
صادق هدایت
تهمینه میلانی
سیاوش قمیشی
مخملباف
گروه آریان
چنگيز حبيبيان
شادمهر عقيلي
بهرام رادان
بهروز وثوقي
شقايق دهقان
ماهايا پطروسيان
محمدرضا گلزار
Ebru Gündeş
Emrah


!...وقتي مي رفتي

وقتي ميرفتي گفتي

دوباره بر ميگردم

بارون ميخورد به شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي ميرفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگير دنيا رو

خوشگل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كار دلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيا دنياست

به پاي تو مي شينم

حتي اگه نتونم

خواب تو رو ببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزوهامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالا يه مرد تنهام

با يه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظار نشسته

...............***...............

...............***...............

...............***...............

تقديم به آنانکه با عشق زنده اند


IT اخبار


اخبار پزشکی


***::: تبليغات مجاني :::***