نیازمند چیزی بودم که باورش کنم ٬
نگاهت بر من افتاد و باور کردم .
خواهان کسی بودم تا باورش کنم ٬
خود و رویاهایت را با من تقسیم کردی
و باورت کردم .
اما
آن چه که به راستی نیازمندش بودم ٬
باور کردن خود بود .
مرا به دنیای درونت بردی
و با اکسیر عشق یاریم کردی
و به برکت توست
که زنده ام ٬ لمس می کنم و باور دارم ٬
کسی ٬ چیزی یا خود را ...
آری تنها به خاطر وجود توست .

مروارید سخن :
عشق آن نیست که به هم خیره شویم ٬
عشق آن است که هر دو به یک سو بنگریم .
آنتونی دسنت اگزوپری

تبسمی کوچک :
حوا ۴ تا شانس داشت :
۱ - مادر شوهر نداشت . ۲ - خواهر شوهر نداشت . ۳ - هوو نداشت . ۴ - شوهرش آدم بود .

خانوما درباره آقایون چی میگن ؟
آنچه بین اکثر زنها و خوشبختی فاصله می اندازد یک مرد است .
Most women are one man away from welfare
گلوريا استاينم ( نويسنده آمريكايي )

آقايون درباره خانوما چي ميگن ؟
حتي پس از آنكه مردها آخرين بوسه را فراموش كرده اند ٬ زن ها هنوز اولين بوسه را به ياد دارند .
Women still remember the first kiss after men have forgotten the last
رمي دو گورمن ( رمان نويس ٬ شاعر ٬ فيلنامه نويس و فيلسوف اسپانيايي )

آخرين كلام :
آنشب كه دلي بود به ميخانه نشستيم ................ آن توبه صد ساله به پيمانه شكستيم
از آتش دوزخ نهراسيم كه آنشب ............... ما توبه شكستيم ولي دل نشكستيم