تبليغاتX
به وبلاگ کشکول خوش آمديد . هميشه دلتان شاد و لبتان پر خنده باد
کشکول
به یادگار نوشتم به وقت دلتنگی

سلام .

می خواهم از برف سپیدی که شهرم را پوشانده است بنویسم ولی آشوبی که در درونم به پا خواسته است مجالم نمی دهد . از دیروز شاید هزار بار از خود پرسیده ام : چرا ....... ؟ و هزار بار بر شرف و غیرت از دست رفته مردم کشورم افسوس خورده ام . بگذارید ماجرا را از اول برایتان بگویم . دیروز بود و من در دانشگاه روی نیمکت نشسته بودم و در افکار مالیخولیایی خود فرو رفته بودم . یادم افتاد که از یک گوشی ناشناس فایلی را در گوشی موبایلم دریافت کرده ام که هنوز نمی دانم چیست . گوشی را درآوردم و فایل را باز کردم . انگار کابوس می دیدم . از فرط تعجب میخکوب شده بودم و چیزی را که دیده بودم باور نمی کردم . دوباره قطعه ویدئویی را تماشا کردم . ولی این بار از فرط خشم و نفرت می لرزیدم . حس میکردم دانشگاه دور سرم میچرخد . آنقدر حالم گرفته بود که دیگر نمی توانستم سر کلاس بنشینم . می دانید چه دیده بودم ؟ ابتدا صحنه رقص دختری ایرانی بود و تماشای چند جوان ولی صحنه های بعدی حمله گرگهایی در لباس میش بود به بره ای بی پناه و ساده لوح که ضجه ها و التماسهایش ٬ فریادها و آرزوهای مرگش از خدا دل هر انسان شریفی را به رحم می آورد . آری صحنه مشمئز کننده تجاوز به دختر جوان بود . اگر بگویم تا امروز ۵۰ بار صحنه ها را دیده و گریسته ام دروغ نگفته ام . گریسته ام به حال انسانیت . گریسته ام به حال مردانی که فقط از مردی نام آن را یدک می کشند و ای تف بر شرف و مردانگیشان و گریسته ام به حال دخترکانی که چه آسان و احمقانه گرفتار دام می شوند . یعنی انسان تا بدین حد به ورطه سقوط و پستی افتاده است ؟ نمی دانم . (( س ک س )) ٬ چه کلمه زیبا و کثیفی .  آیا (( س ک س )) آنقدر برایمان ارزشمند شده است که حاضر می شویم شرف و مردانگیمان را به خاطرش زیر پا بگذاریم ؟ اگر چنین است پس دیگر ما را چه رجحانی بر حیوانات ؟ بلکه حیوانات از ما انسانترند چرا که هیچ حیوانی با حیوان دیگر علی رغم میل باطنیش جفت گیری نمی کند . من دیروز دیدم که چگونه انسانیت را در آن گوشه اتاق سر بریدند و امروز بر جنازه اش می گریم . آرزویی را دیدم که آرزوهایش پژمرد و لبخندی را که به خاک سپرده شد . و امروز شنیدم که آن گرگان آدم نما تفاله های کثیف افغان بودند که نان ایران می خورند و جان و مال و ناموسمان را به سخره می گیرند . ببخشید که اینگونه بی پروا نوشته ام . دلم سخت گرفته است . تصاویری از برفی که شهرم را پوشانده است برایتان در ادامه مطلب می گذارم شاید سپیدی برف سیاهی نوشته هایم را بپوشاند . به خواهران عزیزم توصیه می کنم که مواظب باشید . هیچ گرگی در لباس گرگ برای شکار شما نمی آید . پس مراقب گرگهای انسان نما باشید و به هر کسی اعتماد نکنید که اولین اشتباهتان می تواند آخرین اشتباهتان باشد . به ملت آذربایجان و به خصوص مردم شهرم تبریز می گویم : مرحبا بر غیرت و شرفتان که هیچ تفاله افغانی نمی تواند به آسانی در شهر شما تردد کند و من هیچ کارگر افغانی را ندیدم مگر در موارد بسیار نادر . مرحبا بر غیرت و شرفتان . مرحبا  .


ادامه مطلب
+ قلمي شد به روز  جمعه نهم آذر 1386ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

 
روزگار كودكي يادش بخير


روزنامه فروشی

آفتاب يزد
دنياي اقتصاد
افتخار
انتخاب
اطلاعات
اعتماد
همبستگي
همشهري
ايران
جام جم
جوان
جمهوري اسلامي
کيهان
خانه ملت
خراسان
قدس
رسالت
اسرار
اقبال
حيات نو
هموطن سلام
حمايت
ايران ديلي
سبحان
تهران تايمز
آسیا
نود
ایران ورزشی
فرهنگ آشتی


دیوان شعرا

ابوسعید ابوالخیر
امیر خسرو دهلوی
انوری
اوحدی مراغه ای
بابا طاهر عریان
پروین اعتصامی
جامی
حافظ
خاقانی شروانی
خواجوی کرمانی
خیام
رباعیات خیام
دقیقی
رودکی
سعدی
ثنایی غزنوی
سیف فرغانی
شبستری
استاد شهریار
شیخ بهایی
صائب تبریزی
عبید زاکانی
عطار نیشابوری
فخرالدین عراقی
فرخی سیستانی
فردوسی
شاهنامه فردوسی
فروغی بسطامی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملک الشعرای بهار
منوچهری
حضرت مولانا
شمس تبریزی
ناصر خسرو
نظامی گنجوی
وحشی بافقی
هاتف اصفهانی


... همه چیز درباره

محمد اصفهانی
علیرضا عصار
سهراب سپهری
استاد شهریار
احمد شاملو
فروغ فرخ زاد
حضرت حافظ
فریدون مشیری
پانته آ بهرام
داریوش اقبالی
مهران مدیری
علی کریمی
علی پروین
رضا صادقی
ماهایا پطروسیان
صادق هدایت
تهمینه میلانی
سیاوش قمیشی
مخملباف
گروه آریان
چنگيز حبيبيان
شادمهر عقيلي
بهرام رادان
بهروز وثوقي
شقايق دهقان
ماهايا پطروسيان
محمدرضا گلزار
Ebru Gündeş
Emrah


!...وقتي مي رفتي

وقتي ميرفتي گفتي

دوباره بر ميگردم

بارون ميخورد به شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي ميرفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگير دنيا رو

خوشگل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كار دلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيا دنياست

به پاي تو مي شينم

حتي اگه نتونم

خواب تو رو ببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزوهامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالا يه مرد تنهام

با يه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظار نشسته

...............***...............

...............***...............

...............***...............

تقديم به آنانکه با عشق زنده اند


IT اخبار


اخبار پزشکی


***::: تبليغات مجاني :::***