تیک تاک . تیک تاک . تیک تا.......................
میشنوی ؟ این صدای گذر عمر توست . عقربه های ساعت که چون خنجری در قلب زمان فرو می روند و هر ثانیه اش ثانیه ای بعد به گذشته ای دست نیافتنی بدل میشود بدون انقطاع حرکت میکنند . تیک تاک . تیک تاک . روزها از پی هم می آیند و می روند . بازی زندگی روی صحنه تماشاخانه ها بطور خسته کننده ای تکرار میشود و ما چون مورچگان در خانه خود همچنان بالا و پایین می رویم ٬ وقتی مقابل هم می رسیم ٬ شاخکهایمان را به حرکت در می آوریم و از هم جدا می شویم . احساسات عاشقانه در پنهانیترین زوایای قلبها فرورفته است . تیک تاک . تیک تاک . تیک تا..................... .
و دیگر اینکه !!!!!!!!!!!! هیچ .
رفیق من ٬ سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا ٬ بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلی ها
خیلی دلم گرفته ٬ از خیلی ها
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم ٬ پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگر که هیچکس نیومد
سری به تنهائیت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش
.
.
.
.
.
.