تبليغاتX
به وبلاگ کشکول خوش آمديد . هميشه دلتان شاد و لبتان پر خنده باد
کشکول
به یادگار نوشتم به وقت دلتنگی
پرده اول : خوش خیال

روزنه به ظاهر پر نور خاموش شد و امیدم برای هزارمین بار نا امید ، چون من یک خوش خیالم . زود فراموش می کنم که شانس در زندگیم معنی ندارد و روزنه های کوچک سرابی بیش نیستند که در صحرای بی عشقی ایجاد میشوند و من را دچار یک توهم فانتزی می کنند . این یعنی خوش خیالی محض . 

پرده دوم : (( س ک س )) در ملاء عام

اوایل دیشب برای فرار از توهمات فانتزی به گوشه نیمه خلوتی پناه بردم . در افکار خودم غوطه ور بودم و توجهی به اطرافم نمی کردم . وقتی از توهم خارج شدم صحنه های جالب و عشقولانه ای را در چند متری خودم دیدم . اول خیال کردم دوباره دچار توهم آنهم از نوع بسیار بد و جیزز آن شده ام ولی نه توهم نبود ، طرف خیلی پر رو بود . قضیه با فرار شکار از دست شکارچی به پایان رسید . صحنه ها قدری زننده بود . این در کشور ما یعنی س ک س در ملاء عام .

پرده سوم : برای مریم خوبم

مریم خوبم حرف بسیار دارم ولی مجال نوشتن نیست . خواهر مجازی من ، انسانها عشق را فراموش کرده اند . عشق در بسیاری ذهنها دیگر آن تقدس سابق را ندارد . گفتم در بسیاری از ذهنها نه همه ذهنها و عاشق پیشه گانی چون ما تشنگانی را می مانیم که در صحرای برهوت به دنبال سراب به این سو و آنسو می دویم و همچنان تشنه هستیم . تشنه جرعه ای محبت خالص و بی غل و غش . گفتی زمانی سعی کرده ام عشقت را به سخره بگیرم . مریم نازنینم ، من کوچکتر از آنم که عشق را استهزاء کنم . واژه عشق آنقدر عمیق است که غواصی ناشی چون من را یارای دست یازیدن به کم عمق ترین ساحت آن نیست چه رسد به تمسخر آن . من فقط هر آنچه را که فکر می کردم  بر زبان راندم و گفتم که عشق یعنی فنا شدن در هم ، یعنی مخلوطی از دو انسان ، نه سوختن یک انسان و تماشای دیگری . عشق یک جاده دو طرفه است نه یکطرفه . عشق های یک سویه را باید در نطفه خفه کرد تا باعث اضمحلال انسان نشود . تنها عشق خداوند است که هر چقدر بنده اش از او گریزان باشد باز خدایش به او عشق میورزد . مریم خوبم ، چگونه خود را با آن قلب پاک و معصوم زالو خطاب می کنی ؟ شاید این نوعی از مازوخیسم  روانی باشد که دچارش شده ای ! و خود را گناهکار می پنداری . پس اگر اینگونه هست لابد من هم باید دراکولا باشم ! ولی من هنوز یک انسانم . یک انسان عاشق . و تو هم همینطور . پس تا زمانی که تصمیم نگرفته ای زالو بودن را کنار بگذاری به وبلاگ من نیا و من هم به وبلاگهایت سر نمی زنم . تو یک انسانی . یک انسان عاشق که من دوستش دارم ، نه یک زالو .    

پرده آخر : تیر خلاص

 ماشه ای چکانده می شود و مردی می میرد تا روح عاشقش به ابدیت بپیوندد . و این یعنی اینکه : 
(( من خواب میبینم ..................... ))

+ قلمي شد به روز  یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 6:57 بعد از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

برای رسیدن به یک زندگی جدید دست و پا میزنم . برای تصاحب عشقی نا خودآگاه . روزنه ای در زندگیم پیدا شده است . روزنه ای کوچک ولی پر نور . نه مثل هزاران روزنه ای که هر روز پیدا میشوند و محو می گردند . به دنبال فرصتی هستم و برای یافتنش به همه جا سرک میکشم . حتی به لانه پرندگان دست آموز اطاقم . کور سوی امیدی را به نظاره نشسته ام که دوست ندارم نا امیدش کنم  .

شاید فردا و شاید هیچوقت .

 نمی دانم ....................... .

 

 


پی نوشت : پست بعدیم را برای تو خواهم نوشت مریم خوبم . برای تو  ، نه برای یک زالو .

+ قلمي شد به روز  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 3:22 قبل از ظهر  توسط آرش(مردي از جنس بلور)  | 

 
روزگار كودكي يادش بخير


روزنامه فروشی

آفتاب يزد
دنياي اقتصاد
افتخار
انتخاب
اطلاعات
اعتماد
همبستگي
همشهري
ايران
جام جم
جوان
جمهوري اسلامي
کيهان
خانه ملت
خراسان
قدس
رسالت
اسرار
اقبال
حيات نو
هموطن سلام
حمايت
ايران ديلي
سبحان
تهران تايمز
آسیا
نود
ایران ورزشی
فرهنگ آشتی


دیوان شعرا

ابوسعید ابوالخیر
امیر خسرو دهلوی
انوری
اوحدی مراغه ای
بابا طاهر عریان
پروین اعتصامی
جامی
حافظ
خاقانی شروانی
خواجوی کرمانی
خیام
رباعیات خیام
دقیقی
رودکی
سعدی
ثنایی غزنوی
سیف فرغانی
شبستری
استاد شهریار
شیخ بهایی
صائب تبریزی
عبید زاکانی
عطار نیشابوری
فخرالدین عراقی
فرخی سیستانی
فردوسی
شاهنامه فردوسی
فروغی بسطامی
محتشم کاشانی
مسعود سعد سلمان
ملک الشعرای بهار
منوچهری
حضرت مولانا
شمس تبریزی
ناصر خسرو
نظامی گنجوی
وحشی بافقی
هاتف اصفهانی


... همه چیز درباره

محمد اصفهانی
علیرضا عصار
سهراب سپهری
استاد شهریار
احمد شاملو
فروغ فرخ زاد
حضرت حافظ
فریدون مشیری
پانته آ بهرام
داریوش اقبالی
مهران مدیری
علی کریمی
علی پروین
رضا صادقی
ماهایا پطروسیان
صادق هدایت
تهمینه میلانی
سیاوش قمیشی
مخملباف
گروه آریان
چنگيز حبيبيان
شادمهر عقيلي
بهرام رادان
بهروز وثوقي
شقايق دهقان
ماهايا پطروسيان
محمدرضا گلزار
Ebru Gündeş
Emrah


!...وقتي مي رفتي

وقتي ميرفتي گفتي

دوباره بر ميگردم

بارون ميخورد به شيشه

آروم آروم و نم نم

وقتي ميرفتي گفتي

منتظرت بمو نم

آسون بگير دنيا رو

خوشگل مهربونم

گفتم بدون چشمات

كار دلم تمومه

تموم دلخوشي ها

براي من حرومه

اما تا دنيا دنياست

به پاي تو مي شينم

حتي اگه نتونم

خواب تو رو ببينم

اما تو وقتي رفتي

آرزوهامو بردي

روزاي آفتابي مو

بدست شب سپردي

حالا يه مرد تنهام

با يه دلي شكسته

توي غبار چشمات

به انتظار نشسته

...............***...............

...............***...............

...............***...............

تقديم به آنانکه با عشق زنده اند


IT اخبار


اخبار پزشکی


***::: تبليغات مجاني :::***