برای رسیدن به یک زندگی جدید دست و پا میزنم . برای تصاحب عشقی نا خودآگاه . روزنه ای در زندگیم پیدا شده است . روزنه ای کوچک ولی پر نور . نه مثل هزاران روزنه ای که هر روز پیدا میشوند و محو می گردند . به دنبال فرصتی هستم و برای یافتنش به همه جا سرک میکشم . حتی به لانه پرندگان دست آموز اطاقم . کور سوی امیدی را به نظاره نشسته ام که دوست ندارم نا امیدش کنم .
شاید فردا و شاید هیچوقت .
نمی دانم ....................... .
پی نوشت : پست بعدیم را برای تو خواهم نوشت مریم خوبم . برای تو ، نه برای یک زالو .